چهارمین جلسه از مجموعه کارگاههای «معماری روایت | معماری تعادل» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه با حضور جمعی از بانوان شاغل پالایشگاه شیراز برگزار شد؛ نشستی پنجساعته که بخش قابل توجهی از آن به بررسی تجربه زنان در میان نقشهای متعدد زندگی و بازخوانی روایتهایی اختصاص داشت که از این نقشها در ذهن شکل میگیرد.
به گزارش روابط عمومی انتشارات یک صفحهای، این کارگاه با حضور مهدی میرعظیمی، نویسنده و معمار روایت و با همکاری دفتر گسترش پژوهش و آموزش فارس برگزار شد و گروهی از بانوان شاغل پالایشگاه شیراز در آن حضور داشتند.
محور اصلی این برنامه، نگاه به زن نه صرفاً از دریچه نقشهایی که در زندگی بر عهده دارد، بلکه بهعنوان فردی با هویت، نیازها، ارزشها و روایت شخصی خود بود. در رویکرد «معماری روایت»، تجربههای زندگی در قالب داستان معنا پیدا میکنند و همین روایتها میتوانند بر نحوه مواجهه فرد با مسئولیتها و انتخابهایش اثر بگذارند.
زن؛ فراتر از نقشها
یکی از بخشهای اصلی این کارگاه با عنوان «زن؛ فراتر از نقشها» به این پرسش پرداخت که چرا زنان شاغل در بسیاری از مواقع تنها یک نقش یا یک مسئولیت ندارند. یک زن ممکن است همزمان کارمند یا مدیر، همسر، مادر، دختر خانواده، دوست و مراقب والدین باشد و در کنار شغل رسمی خود، مسئولیتهایی را نیز بر عهده داشته باشد که کمتر دیده میشوند؛ از مدیریت امور خانه و مراقبت از اعضای خانواده تا هماهنگی روابط و حمایت عاطفی از اطرافیان.
در ادامه این بحث، تفاوت میان «نقش»، «هویت» و «مسئولیت» مورد توجه قرار گرفت. یکی از نکات مطرحشده این بود که نقشهای اجتماعی و حرفهای، بخشی از زندگی انسان هستند اما نمیتوانند تمام هویت او را تعریف کنند. زمانی که فرد خود را صرفاً در قالب نقشهایی مانند «مادر خوب» یا «کارمند ایدهآل» تعریف میکند، ممکن است فاصله میان هویت فردی و انتظارات نقش، زمینهساز فشار و احساس گناه شود.
بخش دیگری از این محور به این موضوع اختصاص داشت که ذهن چگونه از نقشها داستان میسازد. در این نگاه، یک اتفاق بیرونی لزوماً بهتنهایی تعیینکننده تجربه فرد نیست؛ بلکه روایتی که فرد درباره آن اتفاق برای خود میسازد نیز اهمیت دارد. برای نمونه، خستگی ناشی از مسئولیتهای متعدد ممکن است بهجای آنکه یک تجربه طبیعی تلقی شود، در قالب روایتی مانند «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «باید همیشه قوی باشم» معنا شود و فشار بیشتری ایجاد کند.
همچنین در این بخش، تفاوت میان خود واقعی و نقشهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. ارزشها، نیازها و علایق عمیق فرد بخشی از هویت او را شکل میدهند و نقشهای اجتماعی در موقعیتهای مختلف زندگی تغییر میکنند. از این منظر، حفظ فاصله میان «آنچه هستیم» و «نقشی که در یک موقعیت ایفا میکنیم» میتواند به شناخت بهتر نیازهای فردی کمک کند.
در پایان این بخش، این پرسش مطرح شد که چرا برخی زنان با وجود مسئولیتهای فراوان، تجربه آرامتری از زندگی دارند؟ محتوای کارگاه، تفاوت را صرفاً در تعداد نقشها نمیدانست، بلکه بر نوع روایت درونی، داشتن مرزهای سالم، توجه به نیازهای شخصی و در نظر گرفتن نقشها بهعنوان بخشی از زندگی، نه تمام هویت فرد، تأکید داشت.
برای تکمیل این بحث، شرکتکنندگان به ترسیم نقشه نقشهای زندگی پرداختند؛ تمرینی برای شناسایی نقشهای شغلی، خانوادگی، فردی و اجتماعی، میزان انرژی و زمانی که هر نقش دریافت میکند و همچنین نقشهایی که میتوانند احساس فشار، تعارض، معنا یا رضایت ایجاد کنند.
از شناخت نقشها تا معماری تعادل
در ادامه کارگاه، بحث از شناخت نقشها به شناسایی روایتهایی رسید که ممکن است این نقشها را برای فرد فرساینده کنند. روایتهایی مانند «باید همیشه کامل باشم»، «نباید کسی از من ناراحت شود»، «اگر کمک بخواهم ضعیف هستم» یا «برای خودم زمانی وجود ندارد» از جمله روایتهایی بودند که در محتوای آموزشی کارگاه به آنها پرداخته شد.
پس از شناسایی این روایتها، مفهوم معماری تعادل مطرح شد؛ تعادلی که در این رویکرد به معنای تقسیم مساوی زمان میان کار و خانواده نیست، بلکه به توانایی ساختن روایتی سالم، واقعبینانه و هماهنگ از همه نقشهای زندگی اشاره دارد.
مدل ارائهشده در کارگاه برای رسیدن به این تعادل، چهار گام را دنبال میکند: مشاهده روایت، شناخت تعارض نقشها، بازآفرینی روایت و طراحی تعادل جدید. در این مسیر، ابتدا روایتهای درونی شناسایی میشوند، سپس تعارض میان نقشها یا میان نقشها و نیازهای فرد مورد توجه قرار میگیرد و در ادامه، روایت فرساینده با روایتی سالمتر، واقعبینانهتر و قابل اجرا جایگزین میشود.
در بخش پایانی نیز موضوع «زن روایتگر» مطرح شد و روایتهایی همچون عزت نفس، مراقبت از خود، گفتوگوی سالم، خانواده توانمند، همکاری، امید و آینده مورد توجه قرار گرفت. هدف این بخش، حرکت از شناخت و بازخوانی روایتهای موجود به سمت طراحی روایتهایی توانمندساز برای زندگی فردی و حرفهای بود.
برگزاری این مجموعه کارگاهها برای بانوان شاغل و بانوان کارمند در صنعت نفت و گاز، نمونهای از توجه به ابعاد انسانی و تجربه زیسته کارکنان در کنار نقش حرفهای آنان است. در این برنامه تلاش شد با استفاده از رویکرد معماری روایت، موضوعاتی مانند خودآگاهی، تعادل حرفهای و خانوادگی، تابآوری، ارتباطات و مراقبت از خود از زاویه روایتهای شخصی مورد بررسی قرار گیرد. محتوای کارگاه، افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات و ایجاد تعادل حرفهای و خانوادگی را از جمله دستاوردهای مورد انتظار این رویکرد معرفی میکند.
در نهایت، «معماری تعادل» بر این ایده استوار است که تعادل، هنر هماهنگ کردن نقشهاست؛ نه حذف آنها.