درباره مهدی میرعظیمی
چهار شنبه 18 شهریور 1405
بازدید: 45
مهدی میرعظیمی، معمار روایت، نویسنده و مشاور کسبوکار است؛ اما معماری روایت برای او از یک ایده نظری یا صرفاً از داستاننویسی آغاز نشده است. این نگاه، حاصل نزدیک به سه دهه تجربه در کسبوکار، مدیریت، تبلیغات، تولید، صنعت، منابع انسانی، آموزش و داستان است.
او حدود سه دهه مدیریت یک مجموعه مشاوره کسبوکار، اطلاعرسانی و تبلیغات را تجربه کرده و بیش از بیست سال نیز در حوزههای تولیدی و صنعتی فعالیت داشته است.
بنیانگذاری و مدیریت یک مجموعه طراحی و تولیدی در شهرک صنعتی، داشتن پروانه تولید، راهاندازی و توسعه کسبوکارها و مواجهه مستقیم با مسائل واقعی بازار، تولید و مدیریت، بخش مهمی از تجربه حرفهای او را شکل داده است.
در کنار مدیریت کسبوکار، یکی از حوزههای مهم فعالیت او، مدیریت و توسعه منابع انسانی بوده است. مهدی میرعظیمی در طول این سالها با افراد و مجموعههای مختلف در ایران همکاری داشته و تجربه مصاحبه، ارزیابی و استخدام صدها نفر برای مجموعه خود و دیگر کسبوکارها و سازمانها را به دست آورده است. شناخت تفاوتهای انسانی، انتخاب نیرو، مدیریت افراد، شکلگیری روابط کاری و مواجهه با مسائل واقعی کارکنان، بخشی از تجربهای است که امروز در نگاه او به سازمان و روایت سازمانی حضور دارد.
او همچنین بهعنوان مشاور کسبوکار، در راهاندازی و توسعه کسبوکارهای مختلف نقش داشته و از نزدیک با مسائلی مانند مدل کسبوکار، مدیریت، فروش، نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی و تصمیمگیری در شرایط واقعی کسبوکار مواجه بوده است.
همین تجربههای میدانی، نگاه او به انسان و سازمان را شکل دادهاند.
او سازمان را فقط از مطالعه کتابها، مدلهای مدیریتی و نمودارهای سازمانی نمیشناسد؛ بلکه آن را از درون تجربه کرده است.
از سوی دیگر، مسیر ادبی و فرهنگی او نیز همزمان توسعه پیدا کرد. مهدی میرعظیمی نویسنده بیش از چهارصد داستان کوتاه است و از سال ۱۳۹۴ با طراحی و توسعه «کتاب یک صفحهای» تلاش کرده است داستان را به رسانهای ساده، کوتاه، در دسترس و قابل حضور در زندگی روزمره تبدیل کند.
اجرای این ایده در مدارس، سازمانها، مجتمعهای صنعتی، فضاهای شهری، متروها و مراکز عمومی، او را با طیف متنوعی از انسانها، سازمانها و مسائل فرهنگی و اجتماعی روبهرو کرد.
در این مسیر، تجربههایی مانند «متروکتاب شیراز»، کتابکافه، تاکسیکتاب، کتابدیواری، کتابگالری، نسخههای صوتی و پادکست، نسخه بریل، ترجمه آثار و طراحی محصولاتی مانند «کتابخانک» شکل گرفت.
اما مجموعه این تجربهها به یک پرسش مهمتر منجر شد:
اگر هر سازمان، برند، مدرسه یا شهر مجموعهای از داستانها، تجربهها، پیامها و رفتارهاست، چه اتفاقی میافتد اگر این روایتها بدون طراحی و هماهنگی شکل بگیرند؟
پاسخ این پرسش، به شکلگیری رویکرد «معماری روایت» انجامید.
معماری روایت؛ حاصل پیوند تجربه و داستان
در نگاه مهدی میرعظیمی، روایت فقط داستانی نیست که یک سازمان درباره خودش تعریف میکند.
روایت سازمان در رفتار مدیران، تجربه کارکنان، خاطرات افراد، نحوه ارتباط با مشتری، تصمیمهای مدیریتی، فرهنگ سازمانی، آموزش کارکنان، ارتباطات داخلی، تبلیغات، محصولات، محیط کار و حتی داستانهایی که کارکنان در خارج از سازمان درباره محل کار خود تعریف میکنند، شکل میگیرد.
به همین دلیل، سازمان پیش از آنکه یک ساختار اداری یا تولیدی باشد، یک زیستبوم روایی نیز هست.
در این نگاه، مسائلی مانند هویت سازمانی، فرهنگ سازمانی، تعلق کارکنان، تجربه کارکنان، ارتباطات داخلی، آموزش و توسعه منابع انسانی، روایت برند، مسئولیت اجتماعی، انتقال تجربه و ارتباط سازمان با جامعه میتوانند از منظر روایت مورد بررسی قرار گیرند.
هدف معماری روایت، جایگزین کردن داستان به جای مدیریت یا ساختار سازمانی نیست؛ بلکه استفاده از روایت بهعنوان ابزاری برای شناخت، همراستاسازی و بهبود تجربه انسانها در سازمان است.
از عارضهیابی تا طراحی راهکار
مهدی میرعظیمی در این مسیر «طرح جامع عارضهیابی داستان سازمانی» را توسعه داده است؛ رویکردی برای شناخت روایتهای رسمی و غیررسمی سازمان، شناسایی شکافها و تعارضهای روایی و بررسی ارتباط میان هویت، پیام، رفتار و تجربه.
بر اساس مسئله و نیاز سازمان، این رویکرد میتواند به طراحی راهکارهایی مانند داستانهای سازمانی، محتوای هویتساز، پادکست سازمانی، برنامههای فرهنگی، آموزشهای روایتمحور، تجربههای ویژه کارکنان، پروژههای تاریخ شفاهی، محصولات فرهنگی و سایر مداخلات روایی منجر شود.
از همین منظر، کارگاههای او نیز صرفاً انتقال یک محتوای آموزشی نیستند. تلاش میشود تجربه، داستان، آموزش و مشاهده مسائل واقعی انسانها و سازمانها در کنار یکدیگر قرار گیرند تا یادگیری ازحالت انتقال اطلاعات خارج شده و به تجربهای قابل درک و ماندگار تبدیل شود.
سه حوزه اصلی فعالیت
فعالیت حرفهای مهدی میرعظیمی امروز در سه حوزه اصلی دنبال میشود:
۱. معماری روایت برای سازمانها و برندها
طراحی و استقرار نظام روایت، عارضهیابی داستان سازمانی، تقویت هویت و فرهنگ سازمانی، روایت برند، ارتباطات داخلی، تجربه کارکنان، تولید محتوای هویتساز و طراحی راهکارهای روایی برای سازمانها، شرکتها و مجموعههای تولیدی و صنعتی.
۲. آموزش و تجربههای فرهنگی و روایتمحور
طراحی کارگاهها و برنامههایی مانند سازمان داستانمند، مدرسه داستانمند و سایر تجربههای آموزشی و فرهنگی که از داستان برای یادگیری، ارتباط، تأمل، فرهنگسازی و تغییر رفتار استفاده میکنند.
۳. خلق آثار و محصولات روایی
توسعه «کتاب یک صفحهای»، کتابخانک و سایر محصولات فرهنگی و سازمانی، در کنار خلق داستان، کتاب، خاطرهنگاری، پادکست، سناریو و پروژههای روایی اختصاصی.
این محصولات میتوانند در برنامههای فرهنگی سازمانها، مسئولیت اجتماعی، ترویج کتابخوانی، ارتباطات داخلی، مناسبتهای سازمانی و همچنین بهعنوان هدیه فرهنگی و سازمانی، هدیه کارکنان، هدیه مدیریتی، هدیه مشتریان و بسته خوشامدگویی کارکنان مورد استفاده قرار گیرند.
تجربهای که به روایت تبدیل شده است
داستانها و کارگاههای مهدی میرعظیمی حاصل یک منبع واحد نیستند.
آنها از تلفیق تجربه زیسته، مشاهده انسانها و کسبوکارها، تجربه مدیریت و صنعت، گفتوگو با افراد مختلف، آموزش و مطالعه و سالها داستاننویسی شکل گرفتهاند.
به همین دلیل، روایت برای او صرفاً یک تکنیک نویسندگی یا ابزار تولید محتوا نیست؛ بلکه راهی برای فهم بهتر انسان، سازمان و تجربهای است که در آن زندگی میکنیم.
او معتقد است:
روایت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، شکل میگیرد؛ اما اگر آن را نشناسیم و آگاهانه طراحی نکنیم، ممکن است دیگران آن را برای ما تعریف کنند؛ یا حتی علیه ما شکل بگیرد.
از این منظر، معماری روایت تلاشی است برای اینکه تجربههای پراکنده، داستانهای گسسته و پیامهای مختلف، در صورت نیاز به هویتی منسجم، تجربهای معنادار و روایتی آگاهانه و ماندگار تبدیل شوند.
و شاید بتوان مسیر حرفهای مهدی میرعظیمی را در یک جمله خلاصه کرد:
از تجربه کسبوکار و صنعت، به داستان؛ و از داستان، به معماری روایت.
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.