چهل سانت معرفت

دیروز روز عجیبی بود. بگذارید طور دیگری شروع کنم:

«با معرفت» یکی از عمیق‌ترین صفت‌هایی است که برای یک دوست به کار می‌بریم؛ صفتی که اعتماد، همراهی و تکیه‌گاه بودن را در خود دارد.

مگر معرفت چیست؟

معرفت یعنی شناخت. دوستِ با معرفت تو را می‌شناسد؛ می‌داند چه چیزی خوشحالت می‌کند و برای کدام کار حاضری بی‌درنگ دست‌به‌کار شوی. قیمت این گوهر، سال‌هایی است که آدم‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند؛ زیستی عمیق و بی‌پیرایه.

دیروز ساعت دوازده، چند ساعت مانده به گشایش نمایشگاه مدیریت شهری، از دکتر بنان‌ماه، مدیرعامل همیارنت، خواستم اگر فضایی باقی مانده، جایی هم به «کتابخانک» و «کتاب یک صفحه‌ای» اختصاص دهند.

یک ساعت بعد عکسی فرستاد: فضایی به اندازه جای یک گلدان؛ مربعی با ضلع چهل سانتی‌متر! نوشته بود نمایشگاه پر شده و در میان غرفه‌های هلدینگ همیار، فضایی برای ما پیدا کرده است.

او با معرفت بود؛ مرا می‌شناخت و می‌دانست نه تنها از کوچکی فضا دلگیر نمی‌شوم، بلکه احتمالاً از آن داستانی می‌سازم.

فوری طرحی به ذهنم رسید. نقشه‌اش را کشیدم و برای مهدی نظری در مجموعه بیرباکس فرستادم. تماس گرفتم؛ روی موتور بود. طرح را توضیح دادم و گفتم فقط تا افتتاحیه فرصت داریم.

او هم با معرفت بود؛ می‌دانست این کار برایم مهم است. هنوز به کارگاه نرسیده، با اسماعیل که در نمایشگاه مشغول کار بود هماهنگ کرده بود تا وسایل نصب را آماده کند.

به ابراهیم رضایی هم پیام دادم تا برای نصب هماهنگ باشیم. در همین فاصله، خانم حامدی کتابخانک‌ها را از دفتر همیارنت فرستاد، دوستان سازمان همیاری محل را آماده کردند و دکتر بنان‌ماه همکاران همیارنت را برای کمک بسیج کرد.

ساعت ۱۵:۵۵ ، پنج دقیقه مانده به افتتاحیه، رسیدم. کتابخانک‌ها و قطعات مهدی رسیده بودند؛ اسماعیل آمده و وسایل نصب هم آماده بود. ابراهیم تماس گرفت و وقتی شنید کار در حال انجام است، نفس راحتی کشید. رأس ساعت ۱۵:۵۹ کوچکترین غرفه نمایشگاه مدیریت شهری برپا شد.

غرفه‌ای چهل سانتی‌متری سر دو نبش، در دل نمایشگاهی بزرگ.

تا ساعت نه شب فرصت سرخاراندن نداشتم. وقتی شهرداران و مدیران شرکت‌ها از چرایی این غرفه کوچک می‌پرسیدند، پاسخ می‌دادم: «اگر در هر شهر فقط چهل سانتی‌متر به ما فضا بدهند، کار فرهنگی‌مان را از همان‌جا آغاز خواهیم کرد.»

آن مربع کوچک فقط یک غرفه نبود؛ تصویری بود از معرفتی که طی سال‌ها از سوی دوستانم، دوستانِ دوستانم و حتی دوستانِ دوستانِ دوستانم نصیبم شده است.

گاهی بزرگی یک اتفاق را نه با متر، که با معرفت آدم‌هایش اندازه می‌گیرند.

 

مهدی میرعظیمی

معمار روایت

 ۱ مهر ۱۴۰۵

شیراز



   نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.