به گزارش روابط عمومی انتشارات یکصفحهای، مهدی میرعظیمی، معمار روایت، روز پنجشنبه ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵ در کارگاه آموزشی ویژه مدیران سازمان جهاد کشاورزی استان فارس، با ارائه چارچوب «ما با ما؛ روایت بازآشنایی»، به بررسی نقش برداشتهای فردی، شیوههای ارتباطی و رفتارهای روزمره در شکلگیری روابط حرفهای و فرهنگ سازمانی پرداخت.
این کارگاه در سالن اجتماعات کوثر برگزار شد و مدیران ارشد سازمان جهاد کشاورزی استان فارس و مدیران دستگاههای وابسته در آن حضور داشتند. محور اصلی این برنامه، بررسی این موضوع بود که چگونه تفاوت در تجربهها، برداشتها و معناهایی که افراد به رویدادها نسبت میدهند، بر ارتباطات و تصمیمگیریهای مدیریتی اثر میگذارد.
بازنگری در برداشتها؛ نخستین گام در ارتباط مؤثر
میرعظیمی در این کارگاه، معماری روایت را رویکردی برای دیدن انسانها و سازمانها از زاویهای دیگر معرفی کرد؛ رویکردی که با بازنگری در برداشتهای پیشین، زمینه فهم بهتر، ارتباط مؤثرتر و رفتار آگاهانهتر را فراهم میکند.
در این چارچوب، میان آنچه در واقعیت رخ میدهد، معنایی که افراد از آن میسازند و رفتاری که در ادامه نشان میدهند، تمایز گذاشته میشود. بر این اساس، برداشت هر فرد از یک اتفاق لزوماً تمام واقعیت نیست و ممکن است با دریافت اطلاعات تازه، نیاز به بازنگری داشته باشد. این موضوع در موقعیتهای مدیریتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تصمیمگیری درباره افراد و مسائل سازمانی، بدون توجه به تفاوت میان واقعیت و برداشت شخصی، میتواند به قضاوتهای نادقیق منجر شود.
وقتی یک پیام، معناهای متفاوتی پیدا میکند
بخش دیگری از کارگاه به ارتباط میان نیت گوینده، پیام منتقلشده و برداشتی اختصاص داشت که در ذهن مخاطب شکل میگیرد. در این بخش، اهمیت واژهها، لحن، زبان بدن، گوشدادن و دریافت بازخورد در کاهش فاصله میان منظور فرستنده پیام و برداشت دریافتکننده بررسی شد.
این رویکرد بر این نکته تأکید دارد که ارتباط مؤثر صرفاً به معنای بیان روشن پیام نیست؛ بلکه فهم چگونگی دریافت آن از سوی مخاطب نیز بخشی از فرایند ارتباط است. توجه به این تفاوت میتواند در گفتوگوهای مدیریتی، تعامل میان همکاران و انتقال انتظارات کاری نقش مؤثری داشته باشد.
شناخت فاصله میان نیت فرد و تجربه دیگران
در ادامه، موضوع شناخت خود و بررسی تفاوت میان تصویری که افراد از عملکردشان دارند و تجربهای که دیگران از رفتار آنها به دست میآورند، مطرح شد. برای نمونه، رفتاری که از نگاه یک مدیر نشانه مسئولیتپذیری یا پیگیری است، ممکن است از دید همکاران او به شکل دیگری تجربه شود.
در این بخش، توجه به احساسات، شناخت دقیقتر وضعیت خود و بیان روشن آنها نیز از جمله عوامل مؤثر در شکلگیری رفتار سنجیده عنوان شد. چنین بازنگریای میتواند به مدیران کمک کند تا در کنار توجه به نیت و هدف خود، پیامد رفتارشان بر دیگران را نیز در نظر بگیرند.
فرهنگ سازمانی در رفتارهای روزمره شکل میگیرد
یکی از محورهای اصلی این نشست، فاصله میان دانستن و عملکردن بود. در چارچوب ارائهشده، تغییر سازمانی صرفاً با انتقال اطلاعات یا برگزاری جلسات آموزشی محقق نمیشود؛ بلکه زمانی شکل میگیرد که آگاهی به رفتار متفاوت تبدیل شود، این رفتار تکرار شود و بهتدریج در عادتها و فرهنگ سازمانی جای بگیرد.
همچنین به اهمیت شناسایی و ثبت تجربههایی پرداخته شد که ممکن است در جریان فعالیتهای روزمره دیده نشوند؛ از جمله تصمیمهای درستی که مانع بروز یک مسئله یا بحران شدهاند. روایت این تجربهها میتواند دانش فردی را به دانشی قابل انتقال تبدیل کند و امکان یادگیری از تجربههای مدیریتی را در مجموعه افزایش دهد.
از این منظر، روایتکردن تجربههای کاری تنها به ثبت رویدادهای مهم یا موفقیتهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند ابزاری برای حفظ دانش سازمانی، انتقال آموختهها و پیشگیری از تکرار خطاها باشد.
معماری روایت؛ زمینهای برای یادگیری و همکاری سازمانی
کارگاه «ما با ما؛ روایت بازآشنایی» با تأکید بر چهار محور بازنگری در واقعیت و برداشتها، شنیدن و فهم معناهای متفاوت، شناخت دوباره خود و تغییر آگاهانه رفتار، به بررسی کاربردهای معماری روایت در محیطهای حرفهای پرداخت.
این رویکرد میتواند در طراحی برنامههای توسعه مدیران، بهبود ارتباطات داخلی، تقویت یادگیری سازمانی و بازنگری در الگوهای تعامل میان کارکنان و مدیران مورد استفاده قرار گیرد. در این نگاه، شناخت تفاوت روایتها نقطه آغاز گفتوگو است و تغییر زمانی معنا پیدا میکند که در رفتارهای روزمره نمود پیدا کند.
ارائه این چارچوب در یک دوره آموزشی ویژه مدیران، نمونهای از کاربرد معماری روایت در حوزه توسعه سازمانی است؛ حوزهای که در آن، شناخت بهتر تجربههای انسانی، بازخوانی شیوههای ارتباطی و تبدیل آموختهها به رفتار، میتواند به تقویت همکاری و افزایش اثربخشی فعالیتهای سازمانی کمک کند.