احساس ماندگار
شنبه 8 فروردین 1405
بازدید: 1
از کنار آدمها ساده گذر مکن. از کجا میدانی؛ شاید واپسین باری باشد که او را میبینی!
آدم که جای خود دارد از کنار گربه و درخت و گنجشک و دیوار هم ساده مگذر.
پدرم به همه سلام میکرد و با همه احوالپرسی. میگفت:
- «تلاش کن تا نشانی از خودت روی دل و ذهن دیگران بگذاری. بگذار تا سلامی، لبخندی یا یک یاد نیک، از تو در خاطرشان بماند.
بگذار گربه پشت سرت بگوید:
- او همان کسی بود که وقتی در سایه دراز کشیده بودم راهش را کج کرد تا مزاحم چُرتم نشود.
گنجشکها وقتی چند روز تو را ندیدند، دلشان تنگ شود و زمزمه کنند:
- یادش بهخیر؛ ته بشقابش را برایمان میتکاند!
درخت برای نوشاخههایش تعریف کند:
- توی این کوچه کسی بود که یکبار یک برگ خشک از روی ساقهام بر داشت و بارِ مرا فقط به اندازۀ یک برگ خشک سبک کرد!
و در و دیوار؛ بودنت را پاس بدارند و نبودنت را گرامی!»
مهدی میرعظیمی
معمار روایت
- برای تهیه مجموعه تلنگرها ایــنجا کلیک کنید.
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.